حامیان علمی و معنوی

اقتصاد سياسي بين المللی

17 شهریور 1395

واحد تحقیق نخستین کنگره بین المللی علوم سیاسی ایران به بررسی یکی از محورهای همایش با عنوان اقتصاد سیاسی  میپردازد:

اقتصاد سیاسی بین­الملل (international political economy)، یک حوزه­ي مطالعاتی میان ­رشته­ای که پیوندهای نزدیکی با روابط بین­الملل دارد و از دستاورهای علمی دانشمندان علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه­شناسی، انسان‌شناسی، تاریخ، و جغرافی بهره می­برد. نظریه­پردازان اقتصاد سیاسی بین­الملل، اغلب اعتقاد به درهم تنیده بودن جنبه­های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روابط بین­الملل دارند و بر این اساس از برخی اقتصاددانان به سبب اقتصادباوری یا تمرکز محض روی اقتصاد و نادیده گرفتن عوامل سیاسی خرده می­گیرند. همچنین از برخی دانشمندان علوم سیاسی به­ سبب سیاست­باوری یا ­بی­توجهی به ساختارها و فرایندهای اقتصادی انتقاد می­کنند. اقتصاد سیاسی بین­الملل با تعامل دولت و بازار سروکار دارد و گذشته از تعاملات این دو، این علم، مناسبات دولت­ها با شرکت­های چندملیتی به­منزله­ی اصلی­ترین بازیگران غیردولتی در اقتصاد جهان را هم در بر می­گیرند. گذشته از این شرکت‌ها، پژوهش‌گران اقتصاد سیاسی بین­الملل، امروزه توجه بیشتری به دیگر بازیگران غیردولتی، شامل گروه­های کارگری، سازمان­های غیردولتی، و جنبش‌های اجتماعی دارند که نماینده­ي منافع مختلف از جمله محیط­­ زیست، زنان، حقوق بشر، و محرومان شناخته می­شوند.[1]

سرچشمه­ی علم اقتصاد سیاسی و تحول آن به یک علم مستقل

مبادی علم اقتصاد در عهد باستان به­ظهور رسیده است.  ولی دانشمندان آن عصر هنوز پدیده­های اقتصادی را از مجموعه پدیده­های اجتماعی جدا نکرده بودند. در قرن هفدهم به هنگام مبارزه­ی بورژوازی علیه فئودالیسم، اقتصاد سیاسی به­صورت یک علم مستقل درآمد. پیشگامان این علم، اقتصادشناسان بورژوا بودند؛ فقط بعدها به تکامل علمی حقیقی رسید و به­عنوان اقتصاد سیاسی طبقه­ی کارگر تحول پذیرفت. اصطلاح اقتصاد سیاسی نخستین­ بار به وسیله­ي اقتصاددان فرانسوی موسوم به آنتوان دومونتشرستین (1575 تا 1621م) در اثری با عنوان (رساله­ای درباره­ي اقتصاد سیاسی) به کار رفت. تعریف علمی دقیق موضوع اقتصاد سیاسی، نتیجه­ي سیر تکاملی طولانی بود. در آغاز، حوزه­ي اصلی تحقیق اقتصاددانان بورژوا عبارت بود از فرایندهای کالا و گردش پول، و معتقد بودند که دقیقا از این حوزه­ي زندگی اقتصادی است که ثروت جامعه حاصل می­شود. اما، به زودی تجربه­ي بورژوازی و مبارزه­ي آنان با زمین­داران برای دست یافتن به برتری سیاسی به نظریه­پردازان آن ثابت کرد که حوزه­ي تعیین­کننده اقتصاد، تولید است. پایه­گذاران اقتصاد سیاسی بورژوازی، آدام اسمیت و دیوید ریکاردو، بودند.[2]

ریشه­ها و تکامل اقتصاد سیاسی

برخی دیگر هم ریشه­ها و تکامل این علم را در ادوار تاریخی به­صورت مکاتب زیر ترسیم می­کنند:

    مکتب تولید کالایی کوچک؛

      مکتب سوداگری؛

    لیبرالیسم کلاسیک؛

      مارکسیسم ؛

      مارژینالیسم[3] و مکتب نوکلاسیک؛

    مکتب کینز؛

    نومارکسیسم.[4]

سه دیدگاه در مورد اقتصاد سیاسی بین­المللي    

تقریبا تمام مطالعات در اقتصاد سیاسی بین­المللي را می­توان در یکی از سه دیدگاه مانعة­الجمع زیر طبقه­بندی کرد: لیبرالیسم، مارکسیسم، و واقع گرایی.[5]

 

لیبرالیسم

دیدگاه لیبرال در کارهای آدام اسمیت و دیوید ریکاردو ریشه دارد. به اعتقاد آنان در اقتصاد ملی و اقتصاد بین­الملل، ثروت ملی با آزادی و مبادلات نامحدود بین افراد افزایش می­یابد. با قدرت گرفتن عقاید این دو در اوایل قرن 19م، بسیاری از محدودیت­های برقرار شده به­وسیله مرکانتلیست­ها کنار گذاشته شد. اسمیت و لیبرال­های قرن 19م، اصلاح­طلبان اقتصادی آن روزگار بودند.

مرکز ثقل دیدگاه لیبرال بر سه فرض است:

  لیبرال­ها فرد را عامل اصلی در اقتصاد سیاسی و واحد مناسب برای تحلیل می­دانند.

     لیبرال­ها معتقدند که افراد، منطقی (عقلایی) و در پی به حداکثر رساندن مطلوبیت هستند. عمل عقلایی به معنی این است که افراد برای بدیل­های ممکن، محاسبات هزینه - فایده انجام می­دهند و چون در پی به­حداکثر رساندن مطلوبیت هستند، از میان بدیل­های مختلف بدیلی را انتخاب مي­کنند که بالاترین سطح رضایت ذهنی را به آنها می­دهد.

     به اعتقاد لیبرال­ها افراد با جایگزینی کالاها، مطلوبیت را به­ حداکثر می‌رسانند. بنابراین به اعتقاد لیبرال­ها مبادله­ی یک کالا با کالای دیگر، مطلوبیت افراد را افزایش می­دهد.

بحث لیبرال­ها از دیرباز در اقتصاد به کار رفته است و بدین معنا است که هیچ پایه و اساسی برای تضاد در بازار وجود ندارد. آنها عقیده دارند که نقش دولت باید کاملا محدود شود و در سطح بین­المللی عقیده دارند که سازگاری منافع موجود در داخل، خارج از اقتصاد ملی نیز وجود دارد. به عقیده­ی آنها دولت باید به همان شکل که اقتصاد داخلی را کنترل می­کند روابط اقتصادی با خارج را نیز اداره نماید

 

مارکسیسم

همان­طور که لیبرالیسم، در واکنش به مرکانتلیسم به وجود آمد، مارکسیسم نیز واکنشی به گسترش لیبرالیسم در قرن 19م بود.

مارکسیسم سه فرض اساسی دارد:

1-      آنها بر این باورند که طبقات، عامل مسلط در اقتصاد سیاسی و واحد مناسب برای تحلیل می­باشند. از نظر آنان دو طبقه از نظر اقتصادی تعیین­کننده است: سرمایه­داران یا مالکان ابزار تولید، و کارگران.

2-      آنها معتقدند که؛ طبقات بر اساس منافع اقتصادی و مادی خود عمل می‌کنند.

3-      به باور آنها اساس اقتصاد سرمایه­داری، استثمار کارگران به وسیله سرمایه است.

امروزه مارکسیست­هایی که به مطالعه­ي اقتصاد سیاسی بین­المللي می‌پردازند، با دو مجموعه از مسائل تحلیلی و عملی روبرو می­باشند. نخست، سرنوشت کارگران در جهانی که سرمایه در آن روز به روز بین­المللی­تر می­شود و با رشد شرکت­های چندملیتی و تجلی بازارهای ادغام شده مالی جهان، به­نظر می­رسد که افزایش تحرک بین­المللی سرمایه، قدرت سیاسی و اقتصادی کارگران را کاهش می­دهد. دوم این­که آنها، با مسئله­ي فقر و تداوم توسعه‌نیافتگی کشورهای جهان­سوم سروکار دارند.[7]

 

واقع گرایی

واقع­گرایان از سال 1929م شروع به کار کردند و معتقدند که دولت­های قدرت‌طلب، اقتصادها را شکل می­دهند. بر خلاف لیبرال­ها و مارکسیست­ها که معتقدند سیاست، عامل تعیین­کننده­ی اقتصاد است.

واقع­گرایی بر سه فرض استوار است:

1-      دولت­ها عوامل مسلط در عرصه­ی اقتصاد سیاسی بین­المللی، و واحد مناسبی برای تحلیل می­باشند.

2-      دولت­ها در پی به حداکثر رساندن قدرت خود هستند.

3-      کشورها عوامل عقلایی هستند. فرض می­شود که آنها محاسبات هزینه – فایده را انجام می­دهند و آن بدیلی را که بیشترین ارزش را به دست آورده و قدرت آنها را حداکثر می­سازد، انتخاب می­کنند.[8]

 

مسائل و موضوعات اساسی اقتصاد سیاسی بین­الملل

مسائل این علم را می­توان در سه محور زیر بیان کرد:

1-      مسئله­ي اول با دلایل و اثرات اقتصادی و سیاسی، رشد یک اقتصاد بازاری سروکار دارد. در چه شرایطی یک اقتصاد جهانی، با وابستگی متقابل شدید به وجود می­آید؟

2-      دومین مسئله، رابطه­ی بین تحولات اقتصادی و تحولات سیاسی است. اثرات روابط سیاسی بین­المللی چیست؟ و چه مسائلی با تغییر ساختاری فعالیت­های اقتصادی ارتباط می­یابند؟

3-      مسئله­ی سوم، اهمیت اقتصاد بازار جهانی، برای اقتصادهای ملی است. اقتصادهای بازاری بین­المللی، از نظر توسعه یا رکود اقتصادی و رفاه اقتصادی چه نتایجی برای اقتصادهای ملی به بار می­آورد؟[9]

موضوعات اقتصاد سیاسی بین­الملل که در دو محور عمده­ی تنش­زا بیان شده است عبارتند از:

1-      رویکرد سنتی: که به موضوعات سنتی­تر تکیه می­کنند. رایج­ترین موضوعات سنتی شامل: تجارت بین­الملل، شرکت­های چندملیتی و سرمایه‌گذاری­های خارجی، و بدهی­های خارجی و توسعه بین­الملل.

2-      رویکرد جامع­گراتر: که در عین بررسی حوزه­های سنتی به بررسی عرصه‌های تازه­تری چون محیط زیست، جنسیت، مهاجرت، حقوق بشر، مشکلات بهداشتی ناشی از جهانی­شدن مانند ایدز، سارس، و ویروس نیل غربی، فعالیت­های غیرقانونی چون پول­شویی، قاچاق مواد مخدر، و تامین مالی تروریسم، و پیوندهای متقابل ارتش و اقتصاد هم می­پردازند.

آنان که نگاه خود را به حوزه­های سنتی دوخته­اند، بررسی شایسته­ي طیف وسیعی از موضوعات را ناممکن می­دانند. ولی کسانی که رویکرد جامع­تری را در پیش گرفته­اند مدعی­اند که حوزه­های جدیدتری چون محیط زیست، جنسیت و مهاجرت با موضوعات و گروه­هایی سروکار دارند که اغلب در جامعه نادیده گرفته می­شوند و توجه کافی به آنها نمی­شود.[10]

 

جهانی­کردن اقتصاد سیاسی بین­المللی

پروژه­ي جهانی­کردن اقتصاد سیاسی بین­المللی، شناسایی دستور کار و جهتی برای تکوین و توسعه­ی آتی آن است نه به کار گرفتن یا ابداع یک استراتژی واحد و مشخص برای این مقصود. در راستای این هدف می­توان به اجزای اساسی در اقتصاد سیاسی بین­المللی «جهانی­شده» اشاره کرد که با هم می­توانند سکویی وسیع برای راه­اندازی و آغاز کردن چنین پروژه­ای باشند. این اجزاء اساسی مربوط به تعریف مجدد نحوه­ي نگرش ما به اقتصاد سیاسی بین­المللی و کوشش فکری ناشی از آن، و هم­چنین بازاندیشی مفاهیم مرکزی تشکیل­دهنده­ی آن است. که عبارتند از:

1-      نخستین عنصر در اقتصاد سیاسی بین­المللی که به نحو درستی جهانی‌شده باشد، مربوط به بنیادهای فکری خود این رشته است. این بنیادها مسبوق به دو سنت­اند _ سنت روابط بین­المللی و سنت اقتصاد سیاسی _ که تا به حال ریشه در روابط بین­الملل دارد که جنبه­های مهم رشته را به مسیر­ بی‌اثر و بی­فایده­ای سوق داده و محدودیت­هایی ایجاد کرده است که می­بایست رفع گردند.

2-      دوم این­که، ریشه داشتن اقتصاد سیاسی بین­المللی به معنی کنار گذاشتن «ایده­ای شایسته برای اقتصاد سیاسی» به­عنوان مبنای بخش اعظم این رشته و غفلت مداوم از نگرش­ها و بینش­های سنت «اقتصاد سیاسی» که اقتصاد سیاسی بین­المللی بخش دیگری از مبنای خود را از آن گرفته است.

3-      سومین مسئله در جهانی­کردن اقتصاد سیاسی بین­المللی، بازاندیشی آن مفاهیم اصلی است که این رشته در حول آن شکل گرفته است. مفاهیم شکل­دهنده دولت و بازار تا به­حال به­صورت ناچیزی توانسته­اند اندازه و گستره این رشته را منعکس کنند. اما «استرنج»، مفاهیم جدیدی را جایگزین کرده است که عبارتند از اقتدار و بازار، که بدون شک بهبوددهنده است.[11]

 

نوپا بودن حوزه­ی مطالعات دانشگاهی اقتصاد سیاسی بین­المللی

نوپا بودن نسبی اقتصاد سیاسی بین­الملل در حوزه­ی مطالعات دانشگاهی از بازی­های روزگار است. زیرا آگاهی از وجود پیوند میان سیاست و اقتصاد به دوران باستان برمی­گردد. عوامل چندی موجب پاگرفتن گرایش به جدا انگاشتن سیاست و اقتصاد به­عنوان دو حوزه­ي مطالعاتی شد:

1-      اقتصاددانان لیبرال مانند آدام اسمیت (1790-1723م) بر این باور بودند که فعالیت اقتصادی، تابع قوانینی است که طبیعتی هماهنگ­کننده دارند و از همین رو چرخ اقتصاد در صورتی به­بهترین نحو خواهد چرخید که حکومت، کمترین مداخله را در کار آن بکند. لذا فعالیت­های او و همکارانش باعث طرح دیدگاه­هایی درباره­ي جدایی کامل اقتصاد و سیاست و بی­ثمر بودن اقتصاد سیاسی به­عنوان یک حوزه­ي مطالعاتی شد.

2-      در بعد از جنگ­­ جهانی دوم هم پژوهش­گران روابط بین­الملل این دو علم را از هم جدا می­دانستند. ولی این بار اولویت­ها را وارونه کردند و توجه خویش را به مسائل سیاسی- امنیتی معطوف ساختند. این پژوهش­گران در دوران جنگ سرد عموما مسائل سیاسی- امنیتی را به­منزله­ی "سیاست عالی" و دارای بالاترین درجه­ی فوریت، و مسائل اقتصادی را "سیاست عادی" که ارزش مطالعاتی به مراتب کمتری داشت تلقی کردند.

3-      جمود بسیاری از دانشگاهی­ها که نظام­های پاداش­دهی آنها بر عضویت در رشته­های سنتی پایه می­گرفت روند مطرح شدن اقتصاد سیاسی بین­الملل به­منزله­ی یک حوزه­ی مطالعاتی میان رشته­ای را کُند کرد.[12]

 

آینده­ی اقتصاد سیاسی بین­الملل

مسائلی که در مورد آینده­ی آن می­توان مطرح کرد عبارتند از:

1-      این­که موضوع فقر و ثروت که در اقتصاد سیاسی بین­الملل مطرح شده است از اهمیت فزاینده­ای در دنیای سیاست برخوردار شده است. تمرکز سنتی در روابط بین­الملل بر جنگ و صلح است اما خطر جنگ بین دولت­ها، به­ویژه جنگ بین ابرقدرت­ها، در حال کاهش است. منازعات امروز عمدتا درون دولت­ها، به­ویژه دولت­های ضعیف رخ می­دهد و این خشونت شدیدا وابسته به مسایل توسعه و توسعه­نیافتگی است که خود آنها از موضوعات اصلی در اقتصاد سیاسی بین‌الملل محسوب می­شوند.

2-      اقتصاد سیاسی بین­الملل، همچنین مسائل توسعه و تغییر دولت حاکم را به شیوه­ي بسیار مستقیم مطرح می­سازد. اقتصاد ملی پایه­ي بسیار مهمی برای دولت- ملت محسوب می­شود. وقتی که اقتصادهای ملی در بستر جهانی­ شدن اقتصادی در مسیر هم­گرایی در اقتصاد جهانی قرار می­گیرند، اساس دولت­ _ ملت مدرن به شیوه­ي بسیار مهمی تغییر می­یابد.[13]

علاقه مندان می توانند برای اطلاع از محورها و تاریخ های مهم  نخستین کنگره بین المللی جامع علوم سیاسی ایران  لینک های مربوطه را کلیک نمایند.

برچسب ها: علوم سیاسی ، نظریه سیاسی، فلسفه سیاسی، نظام های سیاسی ، تحلیل سیاسی، سیاست عمومی، ایدئولوژی، نظریه بازی، اقتصاد سیاسی ،ژئوپولتیک و جغرافیای سیاسی،سیاست‌شناسی، سیاست تطبیقی، نظام‌های ملی، دادگاه‌ها و سیاست قضائی، ابتکارات دموکراتیک،سیاست سبز،تحلیل سیاسی فراملی،  ، معرفی کنگره علوم سیاسی، گواهی ، گواهی نامه ، کارشناسی ارشد ، دکترا،PHD، مقاله علوم سیاسی، پوستر ، مجلات برتر ، فراخوان مقاله علوم سیاسی ، پایان نامه، جزوه های ارشد ، کنکور ارشد ، گواهی نامه کنگره ، گواهی نامه کنفرانس علوم سیاسی ، چاپ مقالات علوم سیاسی، چاپ مقالات ISI و ISC دریافت مقاله علوم سیاسی، اکسپت مقاله علوم سیاسی، اکسپت مقالات علوم سیاسی، نمایه شدن مقالات علوم سیاسی، ارسال گواهی نامه ، دریافت گواهی پیش از موعد ، هیات علمی ، نگارش مقاله علوم سیاسی، راهنمای نگارش مقاله علوم سیاسی، ثبت نام ، تدوین مقاله علوم سیاسی، گواهی پذیرش مقاله علوم سیاسی ، اساتید ، پژوهشگران ،درباره مقاله علوم سیاسی،نشریات معتبر ، نشریات ISIو ISC ، چاپ فوری مقاله علوم سیاسی، راهنمای چاپ مقالات در ژورنال های معتبر ، کنگره بین المللی علوم سیاسی .کنفرانس بین المللی علوم سیاسی .نخستین کنفرانس بین المللی .نخستین کنفرانس بین المللی علوم سیاسی . نخستین کنگره بین المللی علوم سیاسی

 


546
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
سامانه ثبت نام

تماس با ما

02136621319

02133699094

02189786524

conf.ntpco[at]gmail.com

مرکز همایش